تبليغاتX
وبلاگ دبیرستان فرزانگان شاهرود
سلام

اوووووووووووووووووووو چند وقت بود این صفحه ی بلاگفارو ندیده بودم و کاملا تو وبلاگ غیر فعال شده بودم...

ولی خوب دوس نداشتم کنار بکشم و حالاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....... تولدددددددددددددددد وبلاگمون مبارک به افتخار وبلاگمون که دو ساله شد... ( البته ۵ بهمن بود ولی سرمون شلوغ بود نشد...)

happy birthday

پیشاپیشم از نظرایی که به عنوان کادو بهمون می دین تشکر می کنم....

همین دیگه..............

ارادتمند همه ...

کله شق

راسی ی ی ی اینم کیکمون

 -----------------

باز من با دیدن یه پست تو بلاگ تحریک شدم که خودم هم یه چیزی بهش اضافه کنم...

۲سال از عمرمون رو با این بلاگ گذروندیم...احساس رضایت باید داشته باشیم...ولی... نمی دونم...بیخیال

اونجوری که باید می بود نشد!

سعی می کنیم خودمون رو خوشحال نشون بدیم! !

+ نوشته شده توسط یه آدم کله شق در دوشنبه 14 بهمن1387 و ساعت 18:10 |
سلام!حالتون خوبه؟!من که خییییلی خوبم!مگه می شه کسی بره همایش فیزیک و بد باشه؟!به واسطه ی همین خوشحالی هم الان اومدم تا یه پست اجمالی یا بهتر بگم یه گزارش تصویری از انجمن فیزیک بنویسم!!!!اول یه توضیح مختصر درباره ی انجمن فیزیک می دم:

شانزدهمین گردهمایی دانش آموزی فیزیک ایران در تاریخ ۳۰ مرداد تا ۲شهریور ۱۳۸۷ در کرمان برگزار شد!!!!امسال یه چیزی حول و حوش ۷۰ تا طرح از بین n تا طرح فرستاده شده پذیرفته شد!که این طرح ها به دو دسته تقسیم می شن:طرح های پذیرفته شده و پیشگام.(طرح پیشگام طرحی هست که فقط تو چند تا فاکتور از طرح پذیرفته شده ضعیف تر عمل کرده و حق اصلاح شدن و اومدن دوباره به همایش فیزیک سال بعد رو داره و باید بیشتر روش کار بشه.)و طی این مدت ۴روز بچه ها طرح هاشون رو به صورت پوستر در معرض دید بقیه و داورا قرار می دن تا روز آخر که اختتامیه ست و بهترین طرح جایزه ی "روزبه" رو می گیره!در طی این ۴روز علاوه بر ارائه ی مقاله کارگاه های جالبی هم برگزار شد مثل کارگاه تکنیک ماره و کارگاه موشک بادکنک که تیم شاهرود و کرمانشاه و تهران توی مسابقه ش شرکت کردن و ما تونستیم دوم شیم و موشکمون ۳متر رفت!!!!به طور کل امسال سطح همایش و مقاله های ارائه شده به نظر من خیلی بالاتر از پارسال بود!

خب!حالا می رسیم به جایزه ی روزبه !!!

امسال طرح " بررسی حرکت  قطره ی جوهر روی صفحه ی چرخان" که مال آقای طبسی و آقای شیروانیان از دبیرستان علامه حلی تهران بود روزبه رو گرفت...واقعا" طرح عالی ای بود...مطمئنا" باید روزبه رو می برد چون کاندیدای ۴تا جایزه شد:بهترین طرح مسئله،یهترین محاسبه ی خطا،بهترین استفاده از ابزار و بهترین نتیجه گیری! هرچند به نظر من طرح "بررسی بی نظمی های موجود روی میز بیلیارد" هم خیییلی توپ و متحیر کننده بود!

خب!حالا بهتره برم سراغ یه گزارش تصویری از همایش!امیدوارم جالب باشه!

------------------------------------

اولین عکس مال دره قطاریه که باهاش رفتیم کرمان!!!!از این قطار های ۶تخته که اگه نصف شب بخوای از رو تخت بلند شی و ایست کنی کمرت به صورت نمودار همو گرافیک در میاد!

-----------------------------------------

این عکس هم راننده ی تاکسی ای هست که باهاش از راه آهن کرمان اومدیم پژوهشکده!خیییلی آقای مهربونی بود ولی می شه گفت همین آقا بود که منو ترغیب به خوردن "کلمپه" کرد و باعث شد که اون اتفاق بیفته...اون خط قرمز هم دور کروکی کرمانتوسط انجمن فیزیک ایران ترسیم شده کشیده شده که نه تنها در پیدا کردن محل بهمون کمک کرد بلکه باعث ابهام بیشتر شد!!!!تا جایی که خود آقاهه هم که کرمانیه اصل بود هیچ چیزی نفهمید ازش و بعد از ۴۰ بار دور خودمون چرخیدن ما رو رسوند!!!

---------------------------------

عکس بعدی هم از آقای عظیمی پناه هست که همه علاقه ی خاص و عجیبی به سمینار های ایشون دارن...سمینار امسال ایشون راجع به "تکانه" بود که خیلی جالب تونستن اجراش کنن و خیلی خوب به بچه ها قضیه ی تکانه رو تفهیم کردن...می شه گفت دلیل اصلی جذب بچه ها به سمینار های ایشون اینه که اگه به عکس پایین دقت کنید می بینید که اصلا" در یه جا ثابت نمی مونن بلکه در همه ی نقاط سن حرکت و جهش و پرش می کنن و همه ی انرژی شون رو به طور مستقیم به مخاطب انتقال می دن و این کار باعث تفهیم عالی می شه!اون دلتا دی هم فاصله ی ایشون رو با تریبون نشون می ده!!!!یه بار هم از روی سن پریدن پایین تا نقش دست ها رو در حفظ تکانه نشون بدن!!!!!The best physics researcher for eveeeeeeeeeeeer

-------------------------------------

عکس بعدی هم متعلق به باغ شاهزاده ی ماهانه که یه چیزی حول و حوش ۳۰مین با خود کرمان فاصله داره و خییییلی جای خوش آب و هوا و توپیه...از نکات جالبی که توی این باغ هست اینه که سیستم فواره ها و به طور کل  سیستم آب رسانیش بدون استفاده از پمپ های الکترونیکیه و تنها عامل جریان پیدا کردن آب اختلاف ارتفاع اون توی مکان های مختلفشه که باعث می شه فشار به وجود بیاد و آب به جریان در بیاد...در کل خیلی جالبه مکانیزمش!!!!

----------------------------------

این عکس هم دقیقا" ار روبه روی عمارت بالا گرفته شده که ورودی این باغ هست و فکر نمی کنم نیاز به توضیح بیشتر داشته باشه!

--------------------------------------------------

این عکس هم مال یه گروه کنسرت موسیقی سنتی هست که انجمن به خاطر ما اونا رو توی باغ شاهزاده دعوت کرده بود و این طوری که می گفتن جزو گروه های مهم به شمار می یان...

-----------------------------------

این عکس هم مربوط به هیجان انگیز ترین بخش همایشه که مسابقه ی ساختن سازه ای بود که بتونه مانع شکستن تخم مرغی بشه که از ارتفاع حداقل ۳متر پرتاب می شه!!!!اونم فقط با روزنامه و آب!!!!سازه ای که ما ساختیم تونست تا مرحله ی دوم رو برنده بشه که مرحله ی سوم چون به روز اختتامیه موکول شده بود و به دلیل بی برنامگی مرحله ی سوم برگزار نشد...هر چند همه می گفتن سازه ی ما اوله!!!در ضمن اون موتور که توی عکسه بی ربطه!یعنی چون محل برگزاری مسابقه توی فضای باز دانشگاه کنار نگهبانی بود این موتور هم بود اونجا!!!

---------------------------------------------

عکس بعدی هم شب اختتامیه گرفته شده که جنگ شادی بود و هر کسی هر کاری می خواست می تونست انجام بده!!!!اول هم یه آقا پسر بابلی اومد روی سن و سروده های خودش رو خوند بعدش هم جالب ترین بخش جنگ اجرا شد که رقص محلی بچه های کرمانشاه بود و کلی بامزه بود!اگه دقت کنید لباس های محلیشون مشخصه!هرچند چون خیلی بالا و پایین می پریدن زیاد واضح نیست!

------------------------------------------

و حالا آخرین عکس که روز اختتامیه گرفته شده و همه ی پسرای همایش اومدن روی سن تا ازشون عکس یادگاری گرفته بشه!!!!روز اختتامیه غم انگیز ترین روز همایش بود!و می شه گفت آخرین کور سوی امید واسه ی اونایی که تا به اون روز نتونسته بودن نامبر و آی دی هاشون رو رد و بدل کنن و همه در تکاپوی این امور بودن!

--------------------------------

خب!

امیدوارم تونسته باشم گزارش خوبی تهیه کنم!

به امید همایش فیزیک سال بعد...

فعلا" خدافظظظظظظظظظظظظ

 

+ نوشته شده توسط یه آدم منطقی در سه شنبه 5 شهریور1387 و ساعت 21:45 |
سلام ! یه سلام به تلخی یه نامردیه بزرگ!!

چند وقت پیش به اطلاعتون رسوندم که تیم بسکتمون از منطقه بالا رفت. رفتیم مشهد کشوری البته مرحله ی اولش بود توی گروهمون. اونجا هم به کمک خدا و امام رضا و بچه ها به هر سختی بود غیرت گذاشتیم دوباره با یه تیم که فقط ۸ نفر بودیم با هزار سختی بدون مربی از گروهمون بالا رفتیم به امید آخرین مرحله ی کشوری که ۳ تا ۸ شهریور توی تهران برگزار می شد....

ولی می تونین حدس بزنید چی شد؟؟؟

مطمئنم نمی تونید حتی حدسشو بزنین که یه عده می تونن تا چه حد نامرد باشن که به ما بگن به علت رعایت نکردن اخلاق هر چی زحمت تا حالا کشیدین بخوره تو سرتون!!!!!  نرفتیم به همین راحتی...

هممون رو زیر پاشون له ه ه  کردن..

اصلا نمی دونم چی باید یگم که ناراحتیمونوو بیان کنه ه ه..

مسئولین عزیز کجایین ببینین اینجا چی می گذره؟؟؟ توی بهترین مدرسه ی شهر!!!!!

+ نوشته شده توسط یه آدم کله شق در جمعه 1 شهریور1387 و ساعت 23:47 |
با سلام!
 بذاريد قبل همه چي يه مطلبيو در باره ي اين پست قبليو كه خانوم منطقي زده و انقدر از پستش انتقاد شد بگم. از شروع تاسيس بلاگ ما تا حالا كه حدود يك سال مي شه هميشه از اين مدل پست ها زياد بوده و اين نوع پست روي روال عادي بلاگ ماست.. خانوم منطقي هم پست خيلي سبكي نزدن كه... پس همين جا از ايشون تشكر مكنيم به خاطر اين پست و همدردي با كنكوريا..
خوب حالا مطلب اصلي اينه كه ما بالاخره طلسمو شكستيم و با صلاحيت تيم بسكتبال سمنانو به عبارتي لوله كرديم... 35-24
و بين سه تيم سمپاد منطقه يعني گرگان و آمل و سمنان اول شديم..
جالب اينجاست كه كارهايي كه در سمنان با ما شد با گوسفند نشده بود تا حالا!! به علت اينكه خوابگاه فقط 24 ساعت يعني از 5 بعدازظهر 5 تير تا 5 بعدازظهر 6 تير بيشتر به ما تعلق نداشت و برنامه ي بازي ها از روز 6 تير ريخته شده بود تعداد 8 بازي بين 4 تيم فقط بين ساعات 8:30 صبح تا 4:30 بعداز ظهر برگزار شد.. كجاي دنيا ديديد كه 3 تا بازي متوالي در فاصله ي 10:30 تا 4 بعداز ظهر براي يك تيم برگزار شه ه ؟!! يعني 120 دقيقه ي مفيد نه 120 دقيقه ي معمولي ...
ولي بازم با اقتدار ما اول شديمو به كشوري راه پيدا كرديم. يوهوووووو
راستي يه مطلب ديگه هم هست... حتي نذاشتن بعدش دوش بگيريم حالا شديدا كوفته ايم. just this
. so bye!
+ نوشته شده توسط یه آدم کله شق در شنبه 8 تیر1387 و ساعت 10:51 |
سلام.چطورید؟!الان ما توی تابستونیم یعنی یه روز گذشته تازه از تابستون و همون طور که می دونید ۵ روز دیگه کنکوره و بچه ها الان تو دوران جمع بندی ان!البته بعضیا هنوز یه دورشون هم مونده که تموم شه و توی آخرین آزمون قلمچی هنوزم از اون تراز هایی می یارن که با دیدنش این شکلی می شن------>>هههههههههههه!ولی فرق آزمون دیروز با بقیه ی روزا این بود که دیگه نمی تونن به مامانشون قول تراز ۶۸۰۰ آزمون بعدی رو بدن و کنکور رو پیش رو دارن!البته این بعضیا که جزء بچه های ما نیستن...بچه های ما همشون ترازاشون ۷۰۰۰ به بالاست...و خلاصه اینکه الان استرسی ان همه شون و اگه دوست پیشی دارین زیاد سر به سرش نذارین که قاطی می کنه یه چیزی بهتون می گه...!البته دوست پیشی من 3dq این جوری نیست و الان کلی آرامش داره ولی فکر کنم استثناست!

خب حالا بحث کنکور و این چرت و پرت ها رو بیخیال!:)

تا 2روز دیگه کارنامه هامونو بهمون می دن و همونطور که می دونین الان همه مون خیلی خوشحالیم و تو آسموناییم و از ذوق دوشنبه خوابمون نمی بره...و همه منتظریم ببینیم تو کدوم درس 19.25 شدیم تا تابستونمون رو روی اون سرمایه گذاری کنیم و کلاس های مختلف رو با هم فیت کنیم...

خب همین دیگه...

در آخر هم واسه همه ی اونایی که کنکور دارن 5 روز دیگه آروزی رتبه ی تک رقمی می کنم...

***البته مگه همین دانشگاه صنعتی خودمون چه مشکلی داره که همه دوس دارن برن تهران و شریف و امیر کبیر و اینا؟!مهم اینه که تو دانشگاهت خوب درس بخونی!همین جا خیلی هم خوبه!!!(واسه امیدواری!)

همین

بابای...

+ نوشته شده توسط یه آدم منطقی در شنبه 1 تیر1387 و ساعت 15:50 |
سلام!
آخ از اين پست اوليه به شدت خسته شده بودم كفتم بيام اينجا يه پست حتي شده چرت و پرت بزنم و برم كه بحمدالله حاصل شد ؛)
"خوب ديگه انقدر هم چرت و پرت تابلوه ه "
پس يه ذزه در مورد امتحانات ميگم.
فصل امتحانات شده و كار و تلاش كوشش دانش آموزان و اين جور مسائل...
فكر كنم كافي باشه.
so bye
...
+ نوشته شده توسط یه آدم کله شق در پنجشنبه 2 خرداد1387 و ساعت 19:11 |
سلام!

من دیدم که حق با  آقای Ali JJ هست و باید بیشتر از اینا اطلاع رسانی قوی می بود(!) ولی حالا که کار از کار گذشته و نمایشگاه تموم شده ولی بهتره چند تا عکس از غرفه ی هنر و فیزیک که از همش بهتر بود بذارم :)

اوضاع غرفه ی فیزیک کارگاه ذرت ها در حین نمایشگاه:

از اون قابلمه که روغناش به طور عجیبی سوخته!!!یه دونه بروشور غرفه ی فیزیک هم افتاده اون کنار:) الان اون 3نوع ذرت که کاملا" مشخصه اونایی که سیاهن آغشته به محلول گیمسا هستن و اونایی که گنده ترن آغشته به آب شکرن!حالا اگه گفتین چرا اونایی که آغشته به آب شکرن گنده ترن؟!:))

بعد از این خاطره ها و اینا می رسیم به جاهای غم انگیز ماجرا!:( که نمایشگاه تموم داشته می شده! و یه Smiley که روی تخته کشیدم...

بعد الان تو عکس پایینی نمایشگاه تموم شده و غرفه ی هنره که دارن نقاشی ها و اینا رو می کنن! و همه چیز رو داشتن جمع می کردن که بعد بیان غرفه ی فیزیک popcornبخورن:)

جدا" آثار زیبایی روی این پارچه خلق شده بود که نشون می ده که ما چقدر استعداد نهفته داریم تو این مملکت...جالب اینه که اکثر قریب به اتفاق ملت علاقه ی عجیبی به کشیدن آدم های مو سیخ سیخی داشتن!البته تو عکس پایین آدماش کچلن:)

این عکس بعدی هم اوضاع غرفه ی فیزیک بعد از نمایشگاه رو نشون می ده! که اون مقواهای سیاه رو به طور کامل کنده بودیم و اون اتاق دیگه تاریک نبود!

در آخر هم یه عکس از نوشته ها و ابراز احساسات بچه ها که در اون لحظه روی تخته پیاده کردن...

:((  دیگه تموم شد!!!!در آخر هم به اتفاق بچه های غرفه ی هنر 3دست pop cornخوردیم که خیلی حال داد:)در کل نمایشگاه خوبی بود به عقیده ی خودمون در مدت 3روز واقعا" خوب کار کردیم!

خب همین دیگه!اینم از گزارش کارگاه:)

امیدوارم که امتحانای Midterm رو خوب بدین

بابای:X

+ نوشته شده توسط یه آدم منطقی در سه شنبه 3 اردیبهشت1387 و ساعت 16:31 |

سلام
امروز بالاخره با كلي بساط نمايشگاه جمع شد ): ( با كلي ي ي حمالي…(
من يكي كه به اندازه ي كل سال هاي زندگييم كه كار نكرده بودم كار كردم. البته اين بچه ها غرفه ي فيزيك كه مثل ما خر حمالي نكردن چون به اون شكل كاري نداشتن ، هي 3 دور پاپ كرن درست كردن خوردن ما با نفت زمين سابيديم.(ملت اومدن نقاشي كشيدن كلي روي زمين رنگ ريخته بود كلي زمينو شخم زديم تا پاك شد :) ) گهگاهي هم سگ خوري مي يومدن يكي پف فيل پرت مي كردن طرفمون مي رفتن ؛) (شكلكاي بلاگفا نيست چه باحال)

نمايشگاه كلي برامون خاطرات خوب و بد گذاشت و رفت. يه ساعاتي خوش گذشت يه ساعاتي بد ولي در كل خوب بود. همين جا از همه ي كسايي كه اومدن نمايشگاه و با تشريف فرماييشون نمايشگاه ما رو گرم كردن تشكر مي كنم ( چه ادبي(

و از خانوم منطقي هم مي خوام پستمو اين سري ويرايش نكنه :)  

راستي در مورد بسكتم بگم كه دعا كنين ببريم از سمنان تا پوزشون بخوره زمين .

منطقی: باشه!

+ نوشته شده توسط یه آدم کله شق در شنبه 24 فروردین1387 و ساعت 18:28 |
سلام
5 روز بعد از ظهر ابتداش سه شنبه 20 ام انتهاش احتمالا يك شنبه 25ام. 4 الي 7. كارت دانشجويي كارت دانش آموزي واجب.
خدافظ
اخبار جديد اختتاميه شنبه صبح ورود عموم آزاده ه ه ه ه ه


 
+ نوشته شده توسط یه آدم کله شق در دوشنبه 19 فروردین1387 و ساعت 20:36 |

******منطقی******

سلام!حالتون چطوره یا نه؟؟؟؟!:)خب!الان باز این پست رو من قرار بود کنم ولی به دلیل مشکلات عدیده ای که بود و اینا من جمله خرید عید که از هر کاری سخت تره این پست هی به تعویق اینا می افتاد و خلاصه کله شق پیش دستی رو جلو آوردو پست رو کرد:)خلاصه الان باز مجبور بودم پست رو ویرایش کنم ولی اینبار این بالا می نویسم که حال کله شق گرفته شه!(شد یا نه؟خبرشو بده)خب...!حاشیه بسه دیگه!بریم سر موضوع اصلی!

همونطوری که می بینید ۳روز دیگه عیده بعد الان همه در تکاپو و تلاش واسه عیدن که اون رو به بهترین نحو بگذرونن!واسه همین ما هم مدرسه رو از شنبه پیچ کردیم و کلی باحال!:)(البته یه سری فاشیست رفتن که به دلیل تعداد کم اونا رو به حساب نمی یاریم:))بعد نشستیم خونه پیکمونو حل کردیم و رنگ کردیمو و ...!که مثل پارسال روز ۱۳به در پیک خوشگلمو به کمک ملت تو باغ حل نکینم...حالا نمی دونم فقط مدرسه ی ما پیک داره یا بقیه هم دارن؟!***ولی به عنوان یه صاحب نظر باید بگم پیک خیلی(!) چیز خوبیه---->>

خب...!بعد یه مورد دیگه هم که خواستم بگم اینه که:

از همینجا عید رو به همه ی کنکووووووریا تبریک می گمکه باید گوشیاشونو بخاموشن و تو این دوران طلایی بشینن بخرن!!!(البته یکی از دوستام(ص...ه)که الان یه هفته ست خاموش کرده و !آخه امید های فردا و انقدر...؟!)و بعدشم به طور کلی عید رو به همه تبریک می گم و امیدوارم اوقات خیلی خوبی رو بگذرونید.

تا پست بعدی بابای

منطقی خطاب به کله شق:کله شق تو و این پستا؟؟؟؟!شعر؟!

*****کله شق*****

 

Image and video hosting by TinyPic

خوش به حال غنچه هاي نيمه باز

بوي باران بوي سبزه بوي خاك

شاخه هاي شسته ، باران خورده ،پاك

آسمان آبي و ابري سپيد

برگ هاي سبز بيد

عطر نرگس رقص باد

نغمه ي شوق پرستوهاي شاد

خلوت گرم كبوتر هاي مست ..

نرم نرمك مي رسد اينك بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه هاي نيمه باز

خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز

خوش به حال جام لبريز از شراب

خوش به حال آفتاب

سال نو رو به همه تبريك ميگيم.

 *****در ضمن یه آدم عاشق همچنان متمایل به حفظ جایگاه خودش تو این وبلاگ به طور غیر حضوریه واسه همین به من گفت از طرف اونم تبریک بگم:)!

+ نوشته شده توسط یه آدم کله شق در جمعه 24 اسفند1386 و ساعت 15:56 |